تبليغاتX
عشق یعنی عشق زهرا و علی
 


 

عشق یعنی عشق زهرا و علی

علمی - فرهنگی - اجتماعی

 

منوی اصلی

صفحه نخست
پست الكترونيك
آرشيو مطالب
عناوين مطالب وبلاگ
تعداد بازديدها:


در باره من

من فاطمه ساكن قم مقدسه و طلبه حوزه علميه هستم
 

آرشیو مطالب

· آبان 1388
· مهر 1388
· شهریور 1388
· مرداد 1388

پيوندهاي روزانه

· خبرگزاري ايرنا
· خبرگزاري ايسنا
· خبرگزاري فارس
· فطرس ( چيذر - امامزاده علي اكبر ع )
· روزنامه كيهان
· اطلاع رساني رجا

پيوندهـــــــــا

· دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آيه الله العظمي خامنه اي
· پايگاه اطلاع رساني دفتر مقام معظم رهبري
· پايگاه اطلاع رساني رياست جمهوري
· پايگاه رهروان شهداي تخريب
· پايگاه كرامات شهدا
· گلستان
· ايران من
· ماه رمضان ماه ميهماني خدا
· توبه ، امر به معروف و نهي از منكر
· يادداشت هاي خبري
· ...........شرهاني..............
· رييس جمهور محبوب ملت
· حي علي العشق
· احمدي نژاد مرد خدا
· فدايي سيد علي
· دزدگير 88
· رستگاران
· اشك آتش
· سايه دوست
· ياد امام و شهدا
· حزب الله
· امام مهدي ( عج )
· دفتر جنگ
· مهر هشتم
· ساحل نشين اشك
· راه عشق
· دل نوشته هاي طلبه نسل سومي
· محسن و دوستان
· احمدي نژاد رو عشقه
· علي گفت . . .
· جانم فدايت رهبرم!
· وبلاگ " بيت رهبري "
· ذاكرين عشق
· شهيد رسول فاتح
· لبيك سيد علي خامنه اي
· شهدا زنده اند
· امام مهدي ( ع )
· نود سياسي
· واي اگر خامنه اي حكم جهادم دهد
· هيات مذهبي آل طه - ياسوج
· فرزند شهيد
·

امکانات


اين سایت را صفحه خانگي خود كنید ! تماس با مدیر سایت ! اضافه کردن این سایت به علاقه مندیها ! لینک RSS

لوگوي وبلاگ

 عشق يعني عشق زهرا و علي
خادم ملت 

a href="http://golestan80.blogfa.com" target="_blank">گلستان
 

طراح قالب

امير حسين مهدي پور


Powered By
BLOGFA.COM

در نامه اي سرگشاده به موسوي و خاتمي ؛ محمدي: بار سنگين خود را سبك كنيد

سلام . ببخشین دیر اومدم.

بعضیها نظراتی داده بودن که با عفت تناسبی نداشت. لذا از این به بعد حالت منتظره برای نمایش نظرات میذارم. امان از دست خودتون آقا رضا!!

از آقای پسر شجاع که خیلی محبت میکنن و پاسخ خیلی وسیعی رو هم در نظرات داده بودند تشکر میکنم.

و اما اصل ماجرا :

منوچهر محمدي معاون سابق وزير امور خارجه و استاد دانشكده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران در نامه اي سرگشاده به سران جريان اصلاح طلب ضمن توصيه به تمكين خاضعانه به قانون اساسي و بازگشت به دامان نظام و انقلاب آورده است كه تا دير نشده بار سنگين خود را سبك كنيد.
متن كامل اين نامه به شرح ذيل است:
بسمه تعالي
جنابان آقايان ميرحسين موسوي و سيدمحمد خاتمي
با سلام، در ملاقات اخيري كه جنابان عالي با يكديگر داشته ايد، ضمن «تاكيد بر پاي بندي خويش به قانون اساسي و معيارهاي اصيل انقلاب و دفاع از جمهوري اسلامي» اعلام كرده ايد كه «آنچه امروز بيش از هر چيز مورد نياز است، بازگشت به قانون اساسي و پرهيز از نقض، تحريف يا توجيهات ناروا نسبت به اين ميثاق گرانسنگ ملي است.»
اينجانب به عنوان يك معلم و تحليلگر انقلاب اسلامي و ناظر بر روند تحولات بعد از انقلاب، بويژه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري با مروري بر موضع گيري ها و بيانيه هاي آن جنابان از اين سخن، دچار شگفتي و تعجب فوق ا لعاده گرديده و خود را ملزم ديدم كه اين نامه سرگشاده را بنويسم.
قبل از هر چيز، اين سؤال براي همگان مطرح است كه آيا آنچه را كه امروز اعلام كرده ايد خود نيز بدان باور داريد؟ آيا عملكرد شما در كوران اين فتنه، مبين التزام عملي تان بدين سخن مي باشد؟ فكر مي كنم اگر در خلوت و در محضر وجدان خويش، اين سؤال را از خود بپرسيد، بي گمان پاسختان منفي خواهد بود و به يقين، همگان- اعم از موافقان و مخالفانتان نيز- باور نخواهند كرد كه حقيقتاً نسبت به آنچه كه امروز ابراز مي داريد، صادقانه ايمان داريد.
سوگمندانه بايد گفت و خون بايد گريست كه در طول دوران پس از انتخابات دهم رياست جمهوري، به ويژه از نيمه شب 22خرداد ماه بدين سو، بيشترين نقض قانون اساسي آن هم به صورتي فاحش توسط جنابان عالي صورت گرفته است! و اينك شمايان به مرثيه خواني بر قانون اساسي مشغول شده ايد. اين تناقض در گفتار و عمل، مصداق همين مصرع است كه: «خود مي كشي اي حافظ، خود تعزيه مي داري!»
مگر همان قانون اساسي- كه فغان شما از عدم اجراي آن به آسمان رسيده- شوراي نگهبان را مرجع رسيدگي به شكايات مربوط به انتخابات ندانسته است؟ چرا شما با علم و آگاهي به اين امر، قانون اساسي را ناديده گرفته و بدون توجه و شكايت به شوراي مزبور با هياهو و داد و فرياد و با هيچ دليل و مدركي واويلاي تقلب به راه انداختيد و بر مظلوميت اين سند ملي(قانون اساسي) افزوديد؟
مگر شما خود به عنوان دو مدير اجرايي در طول شانزده ساله مسئوليت خويش، بارها و بارها از همين ساز و كار در انتخابات استفاده نكرديد و حتي شما جناب آقاي خاتمي، با همين ساز و كار دو بار انتخاب نشده و به بالاترين مسئوليت اجرايي كشور نرسيديد؟ مگر از اين لحاظ، تحول و تغييري صورت گرفته بود كه با قاطعيت و اطمينان، بر طبل تقلب كوبيديد؟ آن هم قبل از آن كه حتي كوچكترين رسيدگي صورت گيرد و يا شواهدي بر اين امر ارائه شود.
چرا اعتراضات خود را آن هم نه از طريق قانوني بلكه از طريق رزمايش هاي خياباني! و زمينه سازي براي اغتشاشگران به منظور وارد آوردن خسارت به بيت المال و جان و مال مردم بروز داديد.
مگر قانون اساسي شيوه تجمعات سياسي را با اخذ مجوز از مراجع قانوني و ذيصلاح تعيين نكرده است؟ چگونه به خود اجازه داديد كه در راهپيمايي هاي غيرقانوني و اغتشاشگرانه شركت نماييد؟
چرا علي رغم وجود راه هاي قانوني براي رسيدگي به شكايات، پيشنهاد همه پرسي، آن هم نه از طريق مراجع مصرح در قانون اساسي بلكه از طريق نهادهاي غيرمسئول را مطرح نموديد؟
مگر شما دو بزرگوار در دوران مسئوليت شانزده ساله خود بارها و بارها و آن هم براي كوچكترين مشكل پيش آمده(همچون خلاصي شهردار وقت از زندان) متوسل به اصل ولايت مطلقه فقيه نشديد؟ چگونه است كه در شرايط خطير پس از انتخابات دهم، اين سرمايه زوال ناپذير را ناديده گرفته و همچنان مدعي هستيد كه تنها راه برون رفت از اين ماجرا بازگشت به قانون اساسي مي باشد؟
شما به خوبي واقفيد كه قانون اساسي جمهوري اسلامي كه ثمره خون صدها هزار شهيد و جانباز انقلاب مي باشد يك مجموعه يكپارچه بوده و امكان تفكيك اصول آن از يكديگر وجود ندارد و محور اصلي و ركن ركين اين سند و ميثاق ملي هم اصل تغييرناپذير ولايت فقيه مي باشد. آيا با مشاهده اين تباين در قول و فعل شما، مردم حق ندارند كه با تأثر و تحسر شما را خارج از گردونه نظام جمهوري اسلامي و قانون اساسي بدانند و معتقد باشند كه در طول دوران اين فتنه عميق، نقش مخالف نظام را ايفا مي كرديد؟ آيا قضاوت ملت دقيق النظر ايران نبايد بر اين مبنا استوار باشد كه شما نه تنها به قانون اساسي وفادار نبودي، بلكه به رهنمودهاي روشن حضرت امام (ره) نيز پايبند نمانديد؟
مي دانيد و مي دانيم كه حضرت امام(ره) روز قدس را روز اسلام و روز آزادي بشريت خواند و همه مسلمانان عالم را به برگزاري باشكوه اين روز فراخوان نمود. چه شد كه امسال براي اولين بار بعد از سي سال عده اي با حضور در اين مراسم، شعارهاي نامأنوس با انديشه هاي حضرت امام(ره) و ملت ايران را بر زبان آوردند؟ چه اتفاقي افتاد كه عده اي با پوشش حمايت از شما، در روز قدس شعارهايي همچون («جمهوري ايراني» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فداي ايران») را سر دادند كه از قضا، شعار اخير چند روز قبل از آن توسط جنايتكاران صهيونيست اعلام شده بود؟ چرا شما در مقابل لگدمال شدن آرمانهاي امام(ره) و شهدا توسط اين گروه معدود هيچ عكس العملي نشان نداديد و سكوت مطلق اختيار كرديد؟
شما همواره به نام ملت مظلوم ايران متوسل شده و خود را نماينده و مدافع آنان مي خوانيد. به راستي واقفيد كه از كدام مردم سخن مي رانيد؟ آيا هنوز تصور مي كنيد كه در جريان فتنه اخير، ملت ايران با شما همراه بود؟ آيا همين ملت نبودند كه از انتخابات شوراي شهر دوم بدين سو، با مشاهده عملكرد غلط جناحي كه بدان وابسته ايد، به شما و اصلاح طلبان پشت كردند و در انتخابات مجلس هفتم و رياست جمهوري نهم به شما «نه» گفتند و در انتخابات اخير نيز علي رغم هجمه تبليغاتي و جنگ رواني سنگيني كه از سوي هواداران نهان و آشكارتان به راه افتاده بود، باز هم دست رد به سينه شما زدند؟
چرا پاره اي از نخبگان ما نمي خواهند واقعيات جامعه را درك نموده و از خواب غفلت بيدار شوند؟ و چرا چنين ارزان؛ سرمايه ثمين اعتبار سياسي و اجتماعي خويش را همچون بعضي كسان، بر باد مي دهند، راستي كه ايشان به كجا مي روند؟ (اين تذهبون؟)
ترسم نرسي به كعبه اي اعرابي/ اين ره كه تو مي روي به تركستان است
جناب موسوي و آقاي خاتمي!
با همه ناملايمت ها اين جانب همچنان بر اين گمانم كه هنوز همه راهها بسته نشده و مردم ايران با وجود اين همه خساراتي كه بر كالبد و جان نظام و انقلابشان وارد آمده، بزرگوارتر از آن هستند كه در مقابل توبه و بازگشت شما به نظام و نيز اعترافتان به اشتباهات خويش و تمكين تان به قانون اساسي و ولايت مطلقه فقيه نغمه انتقامجويي سر دهند.
اگر واقعاً به دنبال آشتي ملت با خودتان (دقت كنيد؛ نه آشتي ملي) هستيد، اميدوارم كه تا دير نشده اين راه را انتخاب كنيد و بدانيد كه به فرموده امام صادق عليه السلام: العامل علي غير بصيره كالسائر علي غيرالطريق،لا يزيده سرعه السير الا بعدا (آن كه بي بصيرت عمل مي كند همچون كسي است كه در غير مسير ره مي سپرد، پس سرعت گرفتن او حاصلي جز دور شدنش از مقصد ندارد.) كافي، ج 1، ص 44
شما هم مي توانيد همچون بسيار كساني كه از صدر انقلاب بدين سو، به دامان نظام و انقلاب و مردم بازگشته اند، با اذعان شجاعانه به اشتباهات فاحش خويش و تمكين خاضعانه به قانون اساسي و رهبري، بار سنگين خود را سبك نماييد چرا كه عاقلان از قديم گفته اند: هيچگاه دير نيست و «ديرتر» بهتر از «هرگز» است.

 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ یکشنبه 3 آبان1388 با موضوع
نعره بسیار وحشتناک از یک جنازه

سلام علیکم

خیلی معذرت میخوام از اینکه دیر اومدم .

حقیقتش درسهای ما خیلی سنگینه مخصوصا که پایان نامه کارشناسی ارشد رو کم کم دارم مشغول میشم . ولی سعی می کنم ان شا الله زودتر بیام .

در ضمن به خواهر عزیزم هستی - که با ادب وصف ناپذیر خودش انتقاد زیبایی رو مطرح کرده بود - باید عرض کنم حتما در نوشته بعدی به سوال تو می پردازم.

و اما مطلب امروز :

.

.

محدث خبير مرحوم حاج شيخ عباس قمي صاحب مفاتيح الجنان از علماي مخلص و رباني بود و توفقيات سرشاري در ارشاد مردم با بيان و قلم نصيبش شد . در صداقت و تقواي او همگان اتفاق دارند.

افراد موثق از ايشان نقل كردند كه گفت: من در نجف اشرف براي زيارت اهل قبور به «وادي السلام» رفتم، همين كه وارد وادي السلام شدم ناگهان صدا و نعره بسيار شديد شتري به گوشم رسيد، به طوري كه صداي او سراسر وادي السلام را متزلزل كرده بود با خود گفتم لابد مي‏خواهند آن شتر را داغ كنند كه چنين نعره مي‏كشد، تصميم گرفتم براي نجات آن شتر بينوا همت كنم و با سرعت به آن سمتي كه آن صدا از آن سمت مي‏آمد حركت كردم. وقتي نزديك شدم، ديدم شتري در كار نيست، بلكه جمعي جنازه‏اي را حركت مي‏دهند و اين صداي وحشتناك از آن جنازه بلند است. عجيب اين كه افرادي كه متصدي دفن آن جنازه بودند، اصلاً از آن صدايي نمي‏شنيدند و با كمال خونسردي و آرامش مشغول تشييع جنازه بودند. آري، اين گوشه‏اي از عالم برزخ است كه پرده آن براي مرحوم محدث قمي برداشته شده بود و قطعاً صاحب آن جنازه انسان مجرم و ستمگري بوده كه عذابهاي الهي را در عالم برزخ مي‏ديده و نعره مي‏كشيده است. .

برگرفته از : معادشناسي علامه سيد محمد حسين حسيني تهراني ، ج 1، ص 137.

 

 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ جمعه 10 مهر1388 با موضوع
زندگي پاك

مزار شهدا 

حاج آقاي مروي از مسوولين بيت رهبري :

همین ایام ماه مبارك بود. برای قضیه‌ استهلال ما در دفتر مانده بودیم. شب با یكی از دوستان دفتر به نماز حضرت آقا رفتیم. بعد از نماز آقا فرمودند چطور شما این موقع - موقع افطار - در دفتر هستید؟ گفتیم برای استهلال مانده‌ایم. فرمودند خیلی خوب، افطار را برویم منزل ما. ما هم دلمان می‌خواست كه برای افطار منزل آقا برویم، ولی تعارف هم می‌كردیم. گفتیم نه آقا در دفتر غذا تهیه كرده‌اند. فرمودند نه، بیایید برویم. ما هم رفتیم. ‌این آقای حاج ناصر كه پذیرایی می‌كند، مقداری نان و پنیر و سبزی و حلوا آورد. ما مقداری نان و پنیر، یك مقدار هم حلوا خوردیم. ولی منتظر بودیم كه غذا را بیاورند. بالاخره افطار است و با غذایی باید ادامه پیدا كند. چون ما كنار آقا نشسته بودیم. ایشان چشمشان توی چشم ما نمی‌افتاد، مقداری آزادتر بودیم. این آقای حاج ناصر كه می‌آمد، من یك جوری علامت دادم كه چیزی ادامه دارد یا نه، كه اگر ادامه ندارد، ما همین را بخوریم و گرسنه نباشیم. اگر ادامه دارد، خوب خودمان را به اینها سیر نكنیم. علامتی دادم. ایشان گفت نه، ادامه ندارد. ما همان نان و حلوا و همان نان و پنیر را خوردیم. ولی اگر دفتر می‌آمدیم، قطعاً غذایی كه در دفتر درست كرده بودند‌ برای همین پرسنلی كه شیفت كاری داشتند‌ چرب‌تر از غذای حضرت آقا بود.

بعد كه افطار كردیم و حضرت آقا تشریف بردند داخل، ما به آقای حاج ناصر عرض كردیم كه این چه افطاری بود؟ اگر ما دفتر بودیم یك غذای حسابی به ما می‌دادند. ایشان گفت كه خانواده‌ حضرت آقا مشهد مشرف شده‌اند و قبل از رفتن یك قابلمه‌ بزرگ از این حلواها درست كرده‌اند. به اندازه‌ این سه‌ چهار شب، افطارمان هر شب حلوا است و با حضرت آقا نان و پنیر و حلوا می‌خوریم. گفتم سحر چه كار می‌كنید؟ ایشان گفت برای سحر هم آبگوشت درست می‌كنیم و به اندازه یك پیاله‌ برای حضرت آقا آبگوشت می‌دهیم و بقیه‌اش را هم خودمان می‌خوریم.

 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ پنجشنبه 19 شهریور1388 با موضوع
مرده ها!!!!!!( ببخشین شهدا !)
شايعه سازي و جعل اسامي جان باختگان حوادث پس از انتخابات همچنان از سوي افراطيون ادامه دارد. در اقدامي هماهنگ با برخي رسانه هاي نشاندار بيگانه، سايت مشاركتي نوروز فهرستي را منتشر كرد كه صرف نظر از نامعلوم بودن هويت اغلب اين اسامي، دروغ بودن ادعاي كشته شدن شماري از آنان قطعي است. نوروز از جمله اسامي عليرضا توسلي و ترانه موسوي را منتشر كرد كه پيش از این ادعاي مطروحه درباره آنها تكذيب شده است.

ارگان حزب ورشكسته مشاركت همچنين نام محسن ايماني دانشجوي دانشگاه تهران را نيز مجدداً به عنوان يكي از كشته شدگان منتشر كرده حال آن كه وي پيش از اين ضمن مصاحبه با سيماي جمهوري اسلامي، تصريح كرده كه در حوادث خياباني مورد ادعاي عناصر ضدانقلاب، اساساً در تهران و در كوي دانشگاه نبوده است!

از سوی دیگر يكي از آسيب‌ديدگان حوادث پس از انتخابات كه از قضا توسط آشوب‌گران نزديك به حزب مشاركت مورد هدف قرار گرفته بود، نسبت به درج نامش در ليست 72 نفره اعتراض كرد.

 احمد كارگر نجاتي در وبلاگ خود  با لحني طنز نسبت به اينكه نام وي در كنار كشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات آمده اعتراض كرد و با اشاره به ادعاهاي قبلي سايت حزب مشاركت مبني بر دفن شبانه تعدادي جسد بي‌نشان در بهشت زهرا(س) تهران افزود: «چند وقتيه حرف از دفن مخفيانه اجساد ميزدن و من باور نميكردم! اما واقعا اين دفن مخفيانه رو به قدري استادانه انجام دادن كه حتي خود من هم نفهميدم كي دفن شدم. اصلا اونقدر كارشون خوب بلد بودن كه نفهميدم كي كشته شدم. عجب دنيائيه اين دنياي بعد از مرگ. همه چي عين قبل از مردنه و اصلا هيچي تغيير نكرده. البته هنوز كسي براي سوال و جواب سراغم نيومده. يا شايد سوال و جواب هم مخفيانه انجام شده كه خودم نفهميدم...»

نام احمد كارگر نجاتي در شماره 18 كشته‌شدگان حوادث پس از انتخابات در سايت مشاركت آمده و حتي نحوه مرگ وي بر اثر ضرب و شتم در بیمارستان و محل دفن او قطعه 213 ردیف 15 شماره 35 ذكر شده است.

كارگر نجاتي البته در پست قبلي وبلاگ خود، سير هدف گلوله قرار گرفتن از سوي حاميان جنبش سبز را توضيح داده و به همراه انتشار تصاويري از خود در بيمارستان نوشته است: «مدتي بود كه به لطف دوستان سبزمون و با يك گلوله چند گرمي امريكايي يا شايد هم انگليسي (بخاطر اينكه كاليبر گلوله از يك نوع سلاح نا متعارف در ايران بود) راهي بيمارستان شده بودم. البته هنوز بهبودي كامل حاصل نشده و بعد از يك مدت حركت چهار پايي (به كمك دو عصا) به تازگي به لطف فيزيوتراپ و آب درماني سه پايي (تك عصا) شديم.»

.

.
شخصي وسط يك اتوبوس شلوغ دستهايش را به كمرش زده و ايستاده بود، يكي از مسافران با عصبانيت گفت؛ آقا دستاتو بنداز! بذار جا باز شه... و طرف نگاهي به دستهايش كرد و با تعجب گفت؛ ا ... پس هندونه ها كو؟!

 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ یکشنبه 15 شهریور1388 با موضوع
شعری زیبا از دلبرم

 

كوه پيمايي رهبر معظم انقلاب در منطقه آبيدر سنندج

سلام

ببخشین کمی دیر آپ کردم . عوضش یه شعر خیلی عالی از حضرت امام و یه عکس خیلی زیبا از مسافرت کردستان امام رو گذاشتم.

سرخوش زسبوي غم پنهاني خويشم                   چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم

در بزم وصال تو نگويم زكم و بيش                   چون آينه خو كرده به حيراني خويشم

لب باز نكردم به خروشي و فغاني                   من محرم راز دل طوفاني خويشم

يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي                   عمريست پشيمان زپشيماني خويشم

از شوق شكرخند لبش جان نسپردم                   شرمنده جانان زگران جاني خويشم

بشكسته‌تر ازخويش نديدم به همه عمر                   افسرده دل از خويشم و زنداني خويشم

هر چند امين*، بسته دنيا نيم اما                   دلبسته ياران خراساني خويشم 

 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ چهارشنبه 11 شهریور1388 با موضوع

بسم الله

سلام برادر !

سلام خواهر !

من هم مثل تو يكي از باز مانده هاي همين عصر هستم كه توي يكي از همين كوچه پس كوچه ها نفس مي كشم و وقت مي گذرونم .

برادر !خواهر!  هيچ فكر كردي كي هستي ؟

تا حالا شده دقت كني و ببيني كي تو رو واقعا دوست داره و كي تو رو فقط به خاطرِ نمي دونم جوون بودن يا خوشگل بودن يا . . . . . . . . دوستت داره و نه به خاطر خودت !

شايد بگي اينم يه حاج آقا هستش كه موعظه كردنش گل كرده ؛ بايد بگم كه اينطوري نيست و واقعا حيف كه اينطوري نيست .

شايد بعضي فكر كنن كه اين همان شور و احساس جووني هست كه اينطور بروز كرده ولي عزيزم به خدا اينطور نيست ؛ ديدي چند روز پيش برو بچ ايران در مسابقه اختراعات مقام اول رو به دست آوردن ؛ باور كن سازندگان سايتهاي منحرف كسائي هستن كه نمي خوان جوون ايروني رشد كنه ؛ نمي تونن موفقيت ايروني رو درك كنن و تحمل كنن ؛

اخوي !

خواهر !

از ته دل به همتون مي گم دوستتون  دارم و از ته دل فرياد مي زنم خودت رو به چند تا عكس هوسی نفروش !

عشق ! عجب كلمه غريبي ! بايد به انباري هاي ذهن رفت و يه كالاي كم مصرف به نام عشق رو پيدا كرد .

نه ! تورو خدا بيائيد اين كلمه پر ارزش رو اينقدر كثيف و پست نكنيم .

جوون مسلمون كسي هست كه عاشق هست و مثل شهيد همت كه دانشجوي بيست و چند ساله بود به خاطر همين عشق . . ..

من كجا و صحبت از اين بزرگان كجا .آنها كجا هستند و شواليه هاي پوشالي كجا ؟

برادر !

خواهر !

به خودمون بيايم تا ندزديدنمون! تا دير نشده ! تا دير نشده ! . . .

يا علي !

 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ دوشنبه 9 شهریور1388 با موضوع
حقوق بشر در ایران زیر پا شد!!!!!!!!!!!!!!



 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ یکشنبه 8 شهریور1388 با موضوع
تقديم به مولاي دلشكسته ام (امان از روزگار نامرد )
ديشب اين طبع، بي‌قرار شما
خواست عرض ارادتي بکند
دست کم از دل شکسته‌تان
واژه‌هايم عيادتي بکند
***
چشم بد دور، عمرتان بسيار
کس نبيند ملالتان آقا!
ما نمرديم خون دل بخوري
تخت باشد خيالتان آقا!
***
چيست روباه در مصاف شير؟!
چه نيازي به امر يا گفته؟!
تو فقط ابرويي به هم آور
مي‌شود خواب دشمن آشفته
***
هست خاموشي‌ات پر از فرياد
در تو آرامشي است طوفاني
«الذي انزل السکينه» تو را
کرده سرشار از فراواني
***
واژه‌ها از لبت تراويدند
پرصلابت، پرعاطفه، پرشور
آفريدند در دل مردم
عزت، آمادگي، حماسه، حضور
***
اين حماسه همه ز يمن تو بود
گرچه از آن مردمش خواندي
رهبرا! تا ابد ولي محبوب
در دل عاشقان خود ماندي
***
سهم دلدادگان تو سلوي
قسمتِ دشمنان تو سجيل
رهبري نيست در جهان جز تو
که ز امت چنين کند تجليل
***
نسل سوم چو نسل اول هست
با شعف با شعور با باور
جاري است انقلاب چون کوثر
هان! «فصل لربک وانحر»
***
گرچه در باغ سينه‌ات داري
لطف‌ها، مهرها، محبت‌ها
گفتي اما نمي‌روي چو حسين
تا ابد زير بار بدعت‌ها!
***
ناگهان در نماز جمعه شهر
عطر محراب جمکران گل کرد
بغض تو تا شکست بر لب‌ها
ذکر يا صاحب الزمان (عج) گل کرد
***
جان ايران! چه شد که جانت را
جان ناقابلي گمان کردي؟!
آبروي همه مسلمانان
اشک ما را چرا درآوردي؟!
***
جسم تو کامل است، ناقص نيست
مي‌دهد عطر يک بغل گل ياس
دستت اما حکايتي دارد...
رَحِمَ اللهُ عَمِي العباس! 
                                                 شعر از : حجت‌الاسلام جواد محمدزماني

 

 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ جمعه 6 شهریور1388 با موضوع
سلام
سلام

من فاطمه عقیلی  ساکن قم مقدسه امروز یعنی ۳۱ مرداد ۱۳۸۸ کار خودمو در این وبلاگ شروع می کنمِ

امیدوارم بتونم وقت خوشی رو برای بازدید کنندگان رقم بزنم.

 

 نوشته شده توسط فاطمه در تاریخ شنبه 31 مرداد1388 با موضوع